محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
391
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
موافق با خواسته نيرومندان و زمامداران ، تغيير مىدهند و در برابر آن از حاكمان پاداش دريافت مىكنند . 2 - ( و رجل سمع من رسول اللّه شيئا لم يحفظه على وجهه فوهم فيه و لم يتعمّد كذبا . . . ) دانشمندان اسلامى مىگويند كه راوى احاديث بايد آنها را به درستى ثبت و ضبط كرده و بدون كموزياد نقل كرده باشد تا به سخنش اعتماد شود و حديثش پذيرفته شود . بنابراين سخن راوى كمدقت پذيرفته نيست هرچند درستكار و نيكوكار باشد . « 1 » 3 - ( و رجل ثالث سمع من رسول اللّه شيئا يأمر به ثمّ إنّه نهى عنه . . . ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله احكام اسلامى را به مردم اعلام مىكرد و حاضران آن را شنيده و به ياد مىسپردند ؛ اما گاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حكمى را به دليل پايان يافتن مدت آن نسخ كرده و تغيير مىدادند و حاضران قبلى در اين مجلس حضور نداشتند . بنابراين يك راوى ، نظرى را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل مىكرد و راوى ديگر نظر ديگرى را و احاطه كامل به همه اين روايات براى همگان ممكن نبود . 4 - ( و آخر رابع لم يكذب على اللّه و لا على رسوله مبغض للكذب خوفا من اللّه . . . ) دسته چهارم كسانى هستند كه روايات را به خوبى به خاطر سپرده و در عينحال دانايى كافى براى شناخت درست و نادرست و تحليل و استنباط را دارند . آنان موارد حقيقت را از مجاز تمييز داده و تاويل را تنها در جاى خود بهكار مىبرند و احاديث عام و
--> ( 1 ) . مقابس الهدايه : 3 / 89 ؛ علوم الحديث : 132 .